تازه های سایت

پربازدیدها

11. آبان 1396 - 10:44
شهید کهگیلویه وبویراحمدی/
من مرگ را در مقابل زندگي كردن خفت بار با ستمگران جز ميعادت نمي بينم
کهگیلویه و بویراحمد 1880 شهید تقدیم نظام جمهوری اسلامی ایران کرد که امروز11 آبان 6 شهید در این استان به شهادت رسیدند که برخی از این افراد را معرفی می کنیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  باشت نیوز ، این پایگاه خبری بر اساس برنامه هر هفته خود در پنجشنه آخر هر هفته گزارشی از شهدایی که در چنین روزی متولد یا به شهادت رسیده اند را منتشر می کند امروز نیز11 آبان ماه روزی است که 6 شهید  در جبهه حق علیه باطل در عملیات های مختلف به شهادت رسیدند که در زیر با  برخی از آنها اشنا می شوید.

 

شهید حیدرقلی آناهیده در 10تیرسال 1333 در یاسوج متولد شد.وی فرزند علی قلی آناهید و در تاریخ 11 آبان 1361 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

محل شهادت و آرامگاه  این شهید والا مقام  نامشخص است.

شهید

زندگي نامه شهيد:

او در خانواده اي فقير اما آکنده از صميميت و صفا و ايمان چشم به جهان گشود .

 به علت فقر نتوانست تحصيل کند، به همين دليل  از همان او سبک زندگي چوپاني و بعد از آن به کارگري مشغول شد.

شور و شوق حسيني باعث شد تا به جبهه برود و بعد از چندين حضور عاشقانه در جبهه سرانجام در به شهادت رسيد.

 

طلبه شهيد علي راستگو درپنجم مرداد سال1340 درخانواده اي مذهبي دریکی از روستاهاي بویراحمدبه دنياآمد.اصلاً از سادات شاهزاده قاسم بودودرميان خانواده اي تهيدست وكم بضاعت زندگي مي كرد.وی در تاریخ 11 آبان 1361 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
 

همچنین محل شهادت و آرامگاه  این شهید والا مقام  نامشخص است.

 

شهید

زندگي نامه طلبه شهيد علي راستگو

 

ولا تحسبن الذين قتلو في سبيل  الله امواتاً بل  احياء عندربهم يرزقون

برادرطلبه شهيد علي راستگو در سال 1340 دريك  خانواده مذهبي وكشاورز مستضعف در روستاي --از سادات شاهزاده قاسم درشهرستان بويراحمد ديده  به  جهان  گشود بعداز شش سال دوره  ابتدايي رادر مدرسه نواب صفوي شروع  كرد ودوره  راهنمايي ودبيرستان  راتا سوم نظري در مدرسه  امام  خميني گذراند ودرآذرماه 1360 به علت عميق ومسلح به سلاح  ايمان وعلاقة زياد به  طلبگي باعث نيمه تمام گذاشتن تحصيلات متوسطه او شده كه درپايگاه بزرگتر كه مهد دانشها ومركز توحيدات است وارد مدرسه  علميه شهيد دستغيب مي شود.

 

  وی به كسب دين  ودانش مذهبي به روحانيت مي پيوندد كه پس از اينكه آموزش اصول مقدماتي رادر مدرسه علميه شهيد دستغيب فراگرفته بفرمان هل من ناصر ينصرني حسيني لبيك يا خميني گفته داوطلبانه وارد جبهه حق عليه باطل با  كفر مي شود.

 

رفتن به جبهه رابفرمان امام  امري شرعي مي پندارد وسر انجام در بسيج شيراز تيپ امام  سجاد آموزش نظامي در تخت جمشيدمي بيند وعازم جبهه ميشود وسپس درهشتم بهمن سال  1361 حمله محرم در منطقه يمن خوش به لقاء الله مي پيوندد .

 

روحش شاد وروانش مستدام باد اودر كودكي داراي خصوصياتي نيكو  مورد توجه همه بود با توجه به  كمي سن انجام فرايض ديني سخت معتفد بود شهيد راستگو فردي خود ساخته وصبور ومتين وپرشور وكوشا واهل  مطالعه بود هميشه درجلسات مذهبي شركت مي كرد واو دوران تعطيلات تابستاني  رابه كشاورزي وغیره مي پرداخت.

 

هميشه طرفدار افراد مستضعف بود وتا مي توانست به ياري آنها مي شتافت قسمتي از وصيت نامه ونامه هاي شهيدآنكس كه آخرت راشناخت ودل به بهشتبست اين چند صباهي كه در دنيا  است نمي تواند اورا بفريبد هميشه گوش بفرمان امام باشيد واز اين نعمت گرانبها كه خداوند نصيب ما كرده حداكثر استفاده رابنمايند ازخداوند مي خواهم راهي راكه همان  راه امام  حسين است وانتخاب كرده ام مرا موفق كند.

 

وصیت نامه شهید علی راستگو

بسم رب الشهدا والصديقين
ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون
درود بر تو اي روح خدا و بر تو اي نايب خدا و درود بر تو نايب حسين ابن علي (ع)امام خميني با سلام به امام مهدي و سلام به پدر و مادر عزيزم و سلام بر تو اي خواهر و برادرانم اينك اين نوشته را مي خوانيد خود در ميان شما نيستم فقط يادي از من خواهد بود .

 

عزيزان من مگر فرزندان شما با ديگران چه فرقي دارند انتظار من از پدر و مادر و برادرانم اين است كه در مرگ من ماتم نگيريد و انتظار داشته باشيد و برادراني كه در خط مقدم و در مكانهاي ديگر با چه وضعيتي شهيد ميشوند .

 

اي پدر و اي مادر حال كه توانسته ام راه خود را پس از 18سال پيدا كنم دوست دارم حق را در اين دنيا ياري كنم پس راهي را كه شما دوست داشتيد كه همان راه حسين و راه شهيدان است پيدا كردم.و حال وقت امتحان رسيده وقت راه انتخاب كردن چه بهتر از  اين وقت تا دير نشده استفاده نمائيم و راه خود را انتخاب كنيم همانطور كه امام فرمود من مرگ را در مقابل زندگي كردن خفت بار با ستمگران جز ميعادت نمي بينم .

 

از خداوند مي خواهم را هي را كه من انتخاب كردم مرا موفق كند اما به خانواده ام و مادر و مهربانم چه بسيار براي ما زحمت كشيدي و ما تو را رنج بسيار داده ايم خداوندا اجر جزيل و صبر جميل به تو عطا فرمايد و از فراغ من ناراحت نباش .

 

اگر مي خواهي گريه كني براي امام حسين براي علي اكبر و براي علي اصغر گريه كن و خوشحال باش و بخواه كه خدا اين هديه را از تو قبول كند امام حسين (ع)خانواده اش را براي حفظ اسلام فدا كرد تو هم خوشحال باش وبخواه كه فرزندت در راه دين اسلام جان خود را به حق تعالي تسليم كند.

 

و اي پدر عزيز تو در حق من پدري كردي خدا اجرت دهد مرا ببخش و براي من طلب مغفرت كن و اي خواهر و برادرانم از شما مي خواهم كه راه مرا ادامه دهيد و سلاح مرا به زمين نگذاريد و شما اي ملت مسلمان و هميشه گوش به فرمان امام باشيد و از اين نعمت گرانبها كه خداوند نصيب ما كرده است حداكثر استفاده را نمائيد و بالاخره شما اي ملت مسلمان قدر اين ابر مرد را بدانيد از بيانات گهر بارش استفاده نمائيد كه براستي خداوند محبت عظيمي بما نموده و در اين برهه از تاريخ چنين رهبري را بر ما اهداء نموده است .

 

قدرش را بدانيد كه فردا در روز جزا در پيشگاه خداوند سرافكنده و شرمسار نباشيد و از تمام دوستان و آشنايان و برادران و همكلاسيها و هر كسي كه با او رابطه داشته ام انتظار عاجزانه دارم تا اعمال ناشايست و بد خلقي را بر من ببخشايند تا راه آموزش گناهان هموار باشد انشاالله توانسته باشم اين وظيفه بزرگ و خطيري را كه بر عهده من بود انجام داده باشم.
خداحافظ و نگهدار قرآن و دين و امام باشد و شهادت و افتخار ما سربازان امام زمان است .

والسلام 

علي راستگو            

 

شهید ابوالفتح زارعی پور در دوم خرداد سال 1351 چشم به جهان گشود. این شهید فرزند سيد عبدالله و در تاریخ 11 آبان 1364 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

همچنین محل شهادت و آرامگاه  این شهید والا مقام  نامشخص است.

شهید

 

مختصري اززندگينامه  بسيجي شهيد سيد ابوالفتح زارعي پور به  نقل از برادر شهيد:
بسمه تعالي

       
بسيجي شهيد سيد ابوالفتح زارعي پور درخرداد  ماه سال 1351 در خانواده اي فقير و تهيدست اما  متدين  و انقلابي از سلسلة جليل القدر سادات  امامزاده علي (ع) در روستاي منصور آباد دشتروم ديده  به  جهان گشود .

 

بعد از پشت سر نهادن دوران  طفوليت و كودكي در سن  7 سالگي راهي مدرسه شد و دوران ابتدايي را با موفقيت به پايان  رساند .اين  در حالي بود كه  زندگي فقيرانه  خودرا با كارو تلاش و كشاورزي اداره  مي كرد و در يك  دست ابزار كارو تلاش و در دست  ديگر قلم رابدست مي گرفت تا  بتواند هم  درس بخواند  و هم  هزينة  امرار معاش خود و خانواده  و تحصيل خودرا فراهم  نمايد . 

 

بعد از وارد شدن به  مقطع راهنمايي و پشت  سر نهادن  سال اول، بنا  به  وظيفه  شرعي كه  همانا  دفاع  از وطن در برابر متجاوزين بعثي بود راهي جبهه هاي حق عليه  باطل گشت در آن زمان  شهيد 13 سال  بيشتر نداشت . بعد از 4 ماه  حضور دواطلبانه  در جبهه هاي حق عليه  باطل  در آخرين روزهاي  حضورش در جبهه هور العظيم بر اثر  بمبارانهاي دشمن به  آرزوي ديرينه اش كه  همانا  شهادت  در راه  خدا  و  اسلام و قران بود نائل گشت .
  روحش شادو راهش پر هرو باد .

 

 وصیت نامه شهید:

نامه سید ابوالفتح زارعی پور
بسمه تعالي
با درود فراوان به رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران حضرت امام خميني و با درود فراوان به رزمندگان جبهه هاي حق عليه باطل و سلام بر شهيدان راه حق و حقيقت خدمتپدر بزرگوارم و بهتر از جانم جناب آقاي سيد عبداله زارعي پور سلام پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه خداوند بزرگ خاهان و خواستارم و اميدوارم كه حالت خوب و سالم باشيد و هميشه مثل گلهاي بهاري سرسبز و خرم بوده و اگر در جوياي حال اين پسر حضرت را خواسته باشيد الحمدالله حالم خوب و سلامت هستم .

 

الان كه اين نامه را مي نويسم در جزيره مجنون مي باشم و در ضمن سلام مرا به مادربزرگم و مهربانم بي بي كافي و خواهرانم و برادرانم اول سيدعلي فتح زارعي پور و سيد اردشير و سيد عباس و سيد عبدرسول و بي بي طلعت و بي بي صغري سلام مي رسانم و اميدوارم كه حالتان خوب باشد و اگر در جوياي حال اين برادر كوچكتان را خواسته باشيد خوب و سلامت هستم.

 

در مورد پولي كه گفته بودي 100 تومان جلو به من رسيد كه در حال آموزش بودم و 100 تومان ديگر بعد كه در يگان دريايي كنار رود كارون بودم به من رسيد و پولي از بچه هاي دوستم گرفته بودم و چند قطعه عكس گرفتم و 12 تا است و اين يك عكس از همان آنها است و در مورد مدرسه كه نامه از طرف مدرسه به من رسيده بود به فرمانده مان گفتم چون مي خواهي بروي به جزيره حالا نمي تواني بعد هر وقت كه به جبهه رفتي مي تواني امتحان بدهي و بعد مي آيم به خانه و چند روز استراحت مي دهم و بعد ادامه تحصيل مي دهم و در مورد مرخصي كه گفته بودي گفتم كه 75 روز تمام بشود بعد بروم به خانه درست كه الان 3 ماه خرده اي است به خانه نيامده ام ولي بعد از 2 رئز الي 18 روز ديگر مي آيم به خانه ناراحت نباشيد در ضمن سلامم را به عمويم سيد مندني و نويسنده نام الله علوي و خانواده اش برسانيد.

و در ضمن سلام مرا به خانه محمدحسين اميري  آب بيدار برسايند .

 

انتهای پیام/س

نظرات کاربران